الملا فتح الله الكاشاني

36

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

كرده است آن را أَيْدِيهِمْ دستهاى ايشان از آن مثل دوشاب و سركه و غير آن و چون نفع آن چيز ها راجع ببندگانست نه به خدا بجهة آنكه او غنى مطلق است و مستغنى از ماسواى از اينجهت در عقب آن ميفرمايد كه أَ فَلا يَشْكُرُونَ آيا پس شكر نميكنند بندگان باداى اين نعمتها و منعم حقيقى خود را پرستش نميكنند . سُبْحانَ مبراست از جميع نقص و پاك از همهء عيب الَّذِي آن خدائى كه بقدرت كاملهء خود خَلَقَ الْأَزْواجَ آفريد انواع اشيا را كُلَّها همهء آنها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ از آنچه روياند زمين بقدرت او سبحانه چون نبات و اشجار متلونه متغاير الطعم وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ و از نفسهاى مردمان كه مذكرند و مؤنث و سياه و سفيد و غير آن وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ و از آنچه نميدانند يعنى از آنچيزيكه خداى تعالى ايشانرا بر آن مطلع نساخته از اقسام مصنوعات كه در قعر بحرند . وَ آيَةٌ لَهُمُ و نشانه ديگر مر ايشان را بر كمال قدرت ما اللَّيْلُ شبست كه از روى حكمت نَسْلَخُ مِنْهُ كه ميكنيم از او چون كندن پوست يعنى زايل ميكنيم از او النَّهارَ روشنى روز را كه آفتابست فَإِذا هُمْ پس ناگاه ايشان مُظْلِمُونَ داخلند در تاريكى كه هيچ روشنى نيست ايشانرا . وَ الشَّمْسُ و دليلى ديگر بر قدرت ما آفتابست كه تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها مى رود از براى قرارگاهى كه او راست يعنى از براى حد معين كه هر شبانه روزى دور آن منتهى مىشود و مستقر و غاية سير آن محل انقضاى دنياست يعنى هميشه حركة مىكند و اصلا قرار نميگيرد تا هنگام انقطاع دنيا ذلِكَ آن رفتن آفتاب است بمستقر خود تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ مقرر و مقدور كردن خداونديست كه غالبست بقدرت كاملهء خود بر هر مقدارى الْعَلِيمِ احاطه كننده بعلم شامل خود بر هر معلومى . وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ و ماه را تقدير كرديم يعنى سير او را مقرر فرموديم مَنازِلَ در منزلهاى بيست هشتگانه از دوازده برج و هر شب در منزليست از منازل مذكوره و از آن تجاوز نكند و متقاصر نشود و تزايد و تناقص نور آن بحسب قرب و بعد آفتابست پس هر چند كه در منازل خود از آفتاب دور تر مىشود نور آن مىافزايد و چون قرب به او پيدا مىكند بتدريج نور او كم مىشود و ميل مىكند به صورت كمان حَتَّى عادَ تا وقتى كه گرديد در آخر منازل خود كه كه قريب به اجتماع است كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ مانند چوب خوشهء خرما كه كهنه باشد يعنى در باريكى و زردى و كجى مانند شاخ خرما مىباشد كه در وقت خشكى باريك و زرد و كج مىشود به شكل هلال - على بن ابراهيم باسناد خود نقل كرده كه ابو سعيد مكارى واقفى روزى نزد امام على بن